امشب دلم
خيلی تنگه
ياده اونایی افتادم که کسی رو که دوسش دارن يه مرتبه ول ميکنن ميرن
بدون اين که فکر کنن که ممکنه چی بکشه
من خوش حالم که همچين بلايی سرم نيومده و قرار نيست بياد
خودم هم هيچ موقع همچين کاری رو نميکنم
ولی اين شعر رو مينويسم واسه کسی که عشق ولش کرده رفته
هی نشين قصه نخور رفته که رفته
اگه دوستت داشت نميرفت اونکه رفته
هی نشين چشم به راه رفته که رفته
اگه عاشق بود نميرفت اونکه رفته
بيخيالش مگه چند سال تو جوونی؟
بيخيالش اينا رسم روزگاره
همشون کار خداست حکمتی داره
ياد حرفای قشنگش ميدونم مثل يه داغه
اون دلت خلی گرفته شده قلبت پاره پاره
اونکه رفته ديگه رفته ديگه اون دوستت نداره
ديگه دست بردار عزيزم برو سوی عشق تازه
هيچکسی نميدونه توی دلت چی ميگذره
حرفات اندازه کوهه پر غروری خلی ساده
اونکه رفته ديگه رفته ديگه برگشتن نداره
اگه دوست داشته نميرفت حتّی واسه يه لحظه
بيخيالش مگه چند سال تو جوونی؟
بيخيالش مگه چند سال تو ميمونی؟
بيخيالش اينا رسم روزگاره
اونکه رفته ديگه رفته ديگه برگشتن نداره
اگه دوستت داشت نمی رفت حتّی واسه يه لحظه
اونکه رفته ديگه رفته ديگه برگشتن نداره
اگه دوستت داشت نمی رفت حتّی واسه يه لحظه
